Friday, February 17, 2012

امام مقوائی از فرنگ آمد

25 بهمن 1390
به مناسبت سالگرد انقلاب ضد سلطنتی
آن مقوا آمد از شهر فرنگ
با عبای قهوه ای، ریش دو رنگ
از مقواهای معمولی نبود
ادعای پادشاهی می نمود
بود اندر کله اش یک مشت کاه
شکل سنگی جای دل در سینه گاه

یک مقوائی که از کارتن نبود
چون کنه چسبیده و ولکن نبود
با مقوا زیستن را باب کرد
مملکت را پر ز کارتن خواب کرد

چون مقوا سرد و بی احساس بود
مملکت را هم مقوایی نمود

آن مقوائی که بس بی روح بود
یادگار قصه های نوح بود

سرد و بی احساس چون یک تکه سنگ
عرصه را بر عشقبازان کرده تنگ

نیست کس را از مقوا انتظار
تا کند احساسی از خود آشکار 

هیچ شرمی هم مقواهک نداشت
از کلاهی که سر ملت گذاشت

در کلک بازی بسی استاد بود
از مقوا بودن خود شاد بود
 
مثل هر تکه مقوا بیش و کم
این مقوا هم دو رو بودش ببم

روی اول چهره و لبخند و ریش
روی دیگر خدعه و نیرنگ و نیش
پشت او پنهان شده اصحاب او
چند صد تا کارتن بی پشت و رو
محتوای کارتن ها باد بود
خدعه و نیرنگ و استبداد بود
آن مقوایی که آمد از فرنگ
در سرش سودای قدرت بود و جنگ
کاش هنگامی که وارد می شدند
موشکی می خورد و ساقط می شدند
کاش در هنگام پائین آمدن
پا نهادن بر سر خاک وطن
باد و باران می شد و برف شدید
آن مقوا کاملا نم می کشید

بعد وا می رفت و می پاشید او
تا نمی رفتیم ما در گل فرو





Tuesday, February 7, 2012

دعوای محمود و سیدعلی

هفتم فوریه 2012  
اوضاع رژیم کیش میشی شد 
 البته نگفته اند  چی شد
از نرخ د لار و سکه، رنجور 
   هم رهبر و هم رئیس جمهور
دلسوخته رهبر معظم 
     از نرخ طلا گرفته ماتم
از قیمت پوند گشته آگاه 
    از سینه خود کشیده یک آه
محمود هم آنطرف پریشان
 هی عشوه میاد برای ایشان
دل پیچه گرفته شخص رهبر                   
محمود از او شکسته دل تر
بر طبق اصول دیپلوما سی                  
در کیسه نمانده یک پاپاسی
محمود کلک زده به عظما                        
یک شاخ گذاشته جیب آقا
چون خامنه خوش خیال بوده                    
محمود به او جفا نموده
صد وعده که داده بود محمود                    
حتی به یکی وفا نفرمود
عظما که خودش کلک سوار است             
 از حقه احمدی شکار است
گولش زده این جوان خوش رو                   
جن برده به کار و کرده جادو
گفته ست به او که وضع خوبه                    
ارزاق به نرخ آب جوبه
قولیده که دزد و مختلس را                       
 افشا کند و دوباره رسوا
شیخ اکبر اگر بخواد بگازه                          
با دشمن اگر بخواد بسازه
رسواش می کنم به جان "آقا"                  
آواره میشه تو کوچه باغا
آتش بزنیم  ریش  او را                            
 آواره کنیم خویش او را
با این سخنان فقیه برتر                           
شرمنده شده ز روی اکبر
دلخور ز مزخرفات محمود                        
می خواد که بده سبیلشو دود
عظما عصبانی شده از وی                       
 پرسیده از او که میروی کی؟
فرموده  به احمدی که نادان                       
اینقدر نگو دروغ و چاخان
ارزان نشده بهای اجناس                         
نه قیمت تخم مرغ و نه ماس
کمبود و تورم و گرانی                             
کردی تو علیه من تبانی
تا دولت تو به روی کار است                    
 دشمن مترصد فرار است
پس لنگه کفش خویش را زود                 
پرتاب نموده سوی محمود
محمود زجا پرید و در رفت                       
 و آن ضربه سیدعلی هدر رفت
افسانه عشق این دو موجود                   
 از اول کار، آبکی بود
دنباله ماجرای رهبر                              
بگذار برای وقت دیگر


Saturday, January 21, 2012

قطار سیدعلی


16 ژانویه 1390
خط خطی شد روزگار سیدعلی
تلخ شد شام و ناهار سیدعلی
قصه ی تحریم بانک مرکزی
کشمشی کرده خمار سیدعلی
می رسد اخبار تلخ از سوریه
گشته قمصور، زرت یار سیدعلی
آنکه جاری کرده خون در سوریه
بوده عمری جیره خوار سیدعلی
میشود بشار فردا کله پا
می رسد روز فرار سیدعلی
می خورد با سر، زمین، چون رفته است
زیر پاش، پوست خیار سیدعلی
زآنطرف رفتار دکتر احمدی
خود نبوده انتظار سیدعلی
قصه ی جن گیری و تسخیر جن
کرده جن ها را سوار سیدعلی
هاله نور و تماس جمکران
می برد بالا فشار سیدعلی
گرچه او بوده برای مدتی
دلبر شیرین عذار سیدعلی
لیکن اینک نقشه هایش رو شده
می زده حیله به کار سیدعلی
کوسه را او با کلک آواره کرد
نیست کوسه در کنار سیدعلی
قصدش آن بوده که با آن حیله ها
دست خود گیرد مهار سیدعلی
خطبه خوان جمعه ها، آن خاتمی
گردنش مثل چنار سیدعلی
خطبه هایش پادزهر فتنه ها
خنده هایش زهر مار سیدعلی
گر شود تحریم نفت و گاز نیز
می شود پنچر قطار سیدعلی
میشود زین ضربه ها جاری مگر
گریه بی اختیار سیدعلی
از پس دیوار بشکن می زنند
دشمنان بی شمار سیدعلی
عده ای دایناسور از عهد عتیق
جملگی خدمتگذار سیدعلی
عاقبت نعلین این دایناسورا
می شود سنگ مزار سیدعلی




Wednesday, January 4, 2012

سرپیچی دلار از فرمان رهبر!ا

3 ژانویه 2012
چند می پیچی سر از فرمان رهبر ای دلار
می شود هر ثانیه نرخت گرانتر ای دلار
دلخور است از دست تو فرمانده کل قوا
سیدعلی را کرده ای انگار منتر ای دلار
بی توجه بر تذکرهای عظمای بزرگ
روز و شب قد می کشی مثل صنوبر ای دلار
نیستی تو تابع احکام شرع محترم
خود نمی ترسی تو از صحرای محشر ای دلار
جنتی را هم ببین از دست تو خون می خورد
سن و سالش می شود هر روز کمتر ای دلار
 
با دوتا ورد و دعا یکدفعه سوسکت میکند
هان مکن تو بیخودی او را مکدر ای دلار
اقتصاد مملکت را غرق مشکل کرده ای
بیخودی جفتک نزن، هستی مگر خر ای دلار
بیش از اینها گر بپیچی سر ز حکم سیدعلی
می زند بر پشت تو او مهر کافر ای دلار
طبق دستورات "آقا" زودتر ارزان بشو
شرم کن آخر کمی از ریش "اکبر" ای دلار
احمدی هم نیست راضی از تو، ای امپریالیس
بر دهانت می زند یک مشت دیگر ای دلار
هاله نورش بساطت را به آتش می کشد
می پراند از سرت برق مکرر ای دلار
مشکل تحریم را او یک شبه حل می کند
گر که با او تا کنی یک خورده بهتر ای دلار
او مصمم گشته تا نرخ تو  را ارزان کند
بی گمان ارزان تر از نرخ چغندر ای دلار
بر اساس رهنمود مجمع اصحاب جن
نقشه ها او می کشد بهر تو در سر، ای دلار
قصد دارد در خفا چاپت کند چاپت کند
بعد پخشت می کند در سطح کشور ای دلار
اینچنین آن نابغه روی تو را کم می کند
بر زمینت می زند، در حلق تو سم می کند


Sunday, December 18, 2011

جنبش بی هزینه

14 دسامبر 2011
سایت کلمه که خود را سخنگوی جنبش سبز و میرحسین موسوی می نامد، علاوه بر ضدیت و تاختن بر سرنگونی طلبان، بر همه مقاومتها وخونهای ریخته شده در این دوسال اخیر چشم پوشیده و رهنمود مبارزه بدون هزینه هم میدهد. بدانند که آنچه که اینها نمایندگی می کنند، جنبش وادادگی است نه جنبش سبز. 
جنبش  بی هزینه!
جنبش چیزیم! و کار بی هزینه می کنیم
سوپ جنبش را پر از آب خزینه می کنیم
ما طرفداران صلح و جنبش بی زحمتیم
دشمنی با هرکسی کارش جز اینه می کنی 
گفتمان ما ندارد خرج  و باشد بی خطر
این چنین چرخش مداری را بهینه می کنیم
گفتمان سرنگونی نیست کار عاقلان
سیدعلی را ما دچار خشم وکینه می کنیم
سیدعلی را که نباید بیخودی آزرده کرد
حضرتش را والی شهر مدینه می کنیم
سالها بودیم ما خود راهی خط  امام
بعد از این هم ما همان خط را زمینه می کنیم
خود نبوده نقض قانون اساسی قصد ما
ما همین قانون خود را وصله پینه می کنیم
بر اساس حکم دین و شرع انور، دربدر
هرکه را که دشمن شرع مبینه می کنیم
قطع دست و پا و کشتن حکم شرع انوره
ما قصاص چشم را چون حکم دینه می کنیم
نیست ما را مشکلی با قتل عام سرو و گل
گل نثار آنکه جلاد اوینه می کنیم
سرنگونی خواه را باید بسی تنبیه کرد
سربدارش،  گر که بر جایش نشینه می کنیم

ما به دنیا گفته ایم اهل تقلب نیستیم
لیک یک طوری که کس ما را نبینه می کنیم

ما سر سفره نمی آریم پول نفت را
ماند اگر چیزی از آن، خرج سفینه می کنیم

واردات بنجل از چین نیست ما را مشکلی
شهر پر از بنجلی که ساخت چینه می کنیم

جنبش چیزیم و کار بی هزینه می کنیم
سوپ جنبش را پر از آب خزینه می کنیم




Saturday, November 12, 2011

عجب کشوری داریم .... ها!ا

18 آبان 1390   
عجب کشوری داریم... ها!
کشوری داریم در دنیا تکه
مشکلاتش در حقیقت اندکه
از گرانی نیست در ایران اثر
قیمت جان کمتر از زالزالکه
فقر و بیکاری اساسا کیمیاست
ادعای مشرکین بی مدرکه
هست در هر شهرمون یک حاکمی
صاحب دربارک و سردارکه
رهبری داریم چرچیله خودش
دائما مشغول کشفِ پاتکه
هم هنرمند است و هم صاحب کتاب
قهرمان هوشه، خیلی زیرکه
گاهگاهی هم اگر نی میزند
روشنایی بخش سازش فندکه
یک رئیس جمهور داریم که نگو
بی خودی میگن که ایشان دلقکه
اهل علم و دانش و اهل هنر
عاشق توپ و تفنگ و موشکه
گرچه نبود بر سرش عمامه ای
لیک بیش از جنتی مارمولکه
لشگری از جن بود در خدمتش
هر جنی فرمانده ی یک شهرکه
گرچه سم دارند این جن ها همه
لیک در پاهایشان شلوارکه
دایناسور داریم ما از عهدِ سنگ
خونه شون در شوش، یا گلبندکه
بعضیاشون هم مدرنیزه شدن
کاخِ تابستانشون در قلهکه
یک نفر شیخ احمقِ علم الهدا
ریش و پشمش کاملا از پشمکه
حضرت خرچنگ، احمد خاتمی
شیوه کارش نثار جفتکه
در نمازِ جمعه غوغا می کند
فیل هوا کردن براش بادبادکه
دکتری هم هست، ممد خاتمی است
دکتر وارو زدن با پشتکه
اهل چاخان نیست او در گفتمان
زرتمانش گرچه مشمول شکه
جنتی هم شهره در عالم شده
خاطراتش مال قبل از مزدکه
یزدی و مصباح و این دایناسورا
کرده مار را توی دنیا مضحکه
آی مردم همتی، ایران ما
یادگار کورش است و بابکه
**********
حیف از این ایران که ویران گشته است
پایمال این شریران گشته است
همتی تا ریشه شان را برکنیم
آتشی در خرمن ایشان زنیم



Tuesday, November 1, 2011

هندونه وارد می کنیم

نهم آبان 1390 
( اخیرا روزنامه اعتماد وابسته به جناحهای توسری خورده رژیم نوشته است: بر اساس آخرين آمار، حدود 9درصد از واردات كشور را محصولات كشاورزي به خود اختصاص دادند. واردات ميوه‌ها ،انواع گوشت قرمز ، مرغ ، آبزيان ، محصولات لبني ، تخم‌مرغ، عسل و... ، انواع حبوبات ، چاي ، برنج، گندم، جو و... در نيمه نخست امسال بيش از 65/2 ميليارد دلار بوده است كه چيزي حدود سه هزار ميليارد تومان است. اين در حالي است كه دولت از يك سو با تعويق خريد محصولات كشاورزان ايراني و از سوي ديگر با نشان دادن چراغ سبز به واردات اين دست محصولات، عملا كشاورزي كشور را در تنگنا قرار داده است. مقادير قابل توجهي غلات و انواع ميوه (نه موز و نارگيل، بلكه سيب و انگور و زردآلو) به كشور وارد شدند، حتي باقالا، نخود و حبوبات نيز وارداتي شدند، واردات پياز و سير و موسير به كشور در حالي است كه محصولات كشاورزان ايراني آنچنان كه باب ميل آنهاست خريداري نمي‌شود، نكته زياد عجيبي نيست، واردات جيب عده‌يي را پر مي‌كند و توليد در كوتاه‌مدت ـ كه محدوده هدفگذاري برخي جريان‌هاست ـ زياد سود ندارد.....)
انقلاب ما برای خربزه نبود،
پس هندونه وارد می کنیم
ما برای مسلمین هندونه وارد می کنیم
لوبیا و باقلا و پونه وارد می کنیم
هرکی هرکی نیست کشور، کار ما قانونیه
هرچه را در حیطه قانونه وارد می کنیم
گندم و آرد و خمیر و تافتون و بربری
سیب زمینی، شلغم بی دونه وارد می کنیم
قهوه و نسکافه و ابزار قهوه دم کنی
چای سبز و چائی بابونه وارد می کنیم
هم کباب برگ و هم کوبیده از بهر ناهار
کله پاچه واسه ی صبحونه وارد می کنیم
گرچه برخی مومنین موی سراشون ریخته
ما برای مابقی شون، شونه وارد می کنیم

از دو چرخه تو بگیر و تا برس ماشین بنز
هرکسی هرچیز را می رونه وارد می کنیم
پرتقال و سیب قرمز، هلو و سیب گلاب
هم انار ساوه ی شاهونه وارد می کنیم
هم گلاب قمصر و هم فرش کاشان عزیز
هم کش تنبون و نی انبونه وارد می کنیم
راه دریا و هوایی بسته باشد باک نیست
از طریق قایق و رودخونه وارد می کنیم
صنعت کشور حسابی رشد کرده دوستان
در حمایت بوده گر اینگونه وارد می کنیم
کشوری داریم در صنعت رقیب ژاپنه
ما ز چین، چون دشمن ژاپونه وارد می کنیم
واردات ما رسد روزی به ابعاد کلان
چاه نفت و میدون توپخونه وارد می کنیم
تا بسیجی ها کتابخون شن به فرمان "امام"
از عراق و سوریه چاپخونه وارد می کنیم

نیست در این مملکت خوشمزه تر از اسکناس
هرچه که بدمزه تر از اونه وارد می کنیم
مملکت از چادر و کیف زنونه پر شده
بعد از این ما چادر مردونه وارد می کنیم
ما نه تنها نان و سبزیجات و مرغ یخ زده
بلکه کی-لی-نیک و دارو خونه وارد می کنیم
چون نباشد ظاهرا دیوونه در این مملکت
لاجرم از روسیه دیوونه وارد می کنیم
نیست ما را اشتیاق صنعت بمب اتم
بمب را از کشور بیگونه وارد می کنیم
گاهگاهی هم برای بیزنس مستضعفین
چندتایی کلیه هم ماهونه وارد می کنیم
همچنین از بهر سرداران قاچاقچی مزاج
چائی و سیگار قاچاقونه وارد می کنیم
بابت تنظیم دانشجوی ضد انقلاب
دائما ما کارد آشپزخونه وارد می کنیم
اقتصاد وارداتی حکم شرع انوره
پول دارد توش، پس جانونه وارد می کنیم
انقلاب ما برای خربزه یا نون نبود
پس برای مسلمین هندونه وارد می کنیم
اقتصاد و صنعت ایران اگر از دست رفت
لااقل آباد شد قبر "امام" از پول نفت
--------------
لینک ویدیوی شعرخوانی حسین پویا
http://www.youtube.com/watch?v=JWE4iParFQs