Friday, August 10, 2012

احمدی نژاد و بی اثر بودن تحریم ها

دوم مهر ماه 1387
تقدیم به یاران مقاومت؛
متحصنین در ژنو و نیویورک
تحریم     به      ما اثر       ندارد                  
آژانس     چرا    خبر      ندارد
کی    گفته که   خرج رفته   بالا                 
کمیاب    شده   غذا   و   کالا
در   بیت   امام   و   بیت    بنده                 
تحریم   شده    اساس  خنده
در  خانه  ما،   تو    شهر   تهرون               
یخچال   پر   از  غذای    ارزون
هم     میوه    و   هم  پنیر  عالی              
نوشابه ی    طعم      پرتغالی
اونورتر     ما       کنار         بازار                 
تریاک   شده  به   نرخ  سیگار
تحریم   اگر     به      کار   باشه                 
صبحانه   ما     ناهار     باشه
در  قبر    امام،    بهشت    زهرا                 
مجانی میدن خورشت و  حلوا
مردم  همه  سیر و چاق و   چله                 
از خوردن   گوشت  گشته  زله
از غیب   به   ما   خبر     رسیده                 
دوران   شتر   به   سر  رسیده
چون   اینهمه  نفت و  گاز   داریم                
پس   بمب   اتم    نیاز   داریم
یارب    تو   به ما   اتم   عطا  کن                
این    درد   بزرگ    ما  دوا کن
این منطق  ما و مسلک    ماست               
با بمب  اتم بهشت  اینجاست
تحریم    به    ما     اثر       نداره                
این    زور زدنا        ثمر   نداره
در مذهب جنگ و بمب     سازی               
چین  حامی  ماست توی بازی
هم موشک و هم  تفنگ  از  چین               
هم چاقو  و  هم سلاح سنگین
در کشور ما که مهد دین    است               
آفتابه و مهر ساخت چین است
اصل   هنر   است   فرش   چینی             
جون میده یه دقه روش بشینی
هم میوه  و  هم   خیار  از    چین              
صبحانه  و  هم   ناهار  از   چین
تنها نه که چین، که روس با ماس              
روسیه     مرید    ناب    "آقاس"
روسیه   که  قهرمان "تیغ"! است              
از لطف خدا!! با  ما رفیق  است
دارد     همه   جا    هوای   ما را               
 چسبیده    پر    عبای    ما    را
از    محتویات     حزب        توده                
یک   خورده   به   ما   فرو نموده
اجناس    به     نرخ   روز    میده               
 گاز  از ما  می گیره،  گوز   میده
با   بودن   روس  و   بودن   چین               
 تا  عرش    رسیده   رونق   دین
از  دولت   ما    مکن    تو   دوری              
ای  جرج بوش_    گوگور  مگوری
ای    مرد بزرگ،   حضرت   بوش               
یک  بمب اتم  به  ما  تو  بفروش


Monday, August 6, 2012

قصه ی اقصادِ "مرغاومتی"! شعر طنز


سوم آگوست 2012
خامنه ای بعداز اینکه در ابتدای سال، امسال را "سال تولید ملی" نامید، حالا اعلام "اقتصادِ مقاومتی" کرده است.
ملت بینوا و لخت و پتی
اقتصادش شده مقاومتی
---------------------------
طبق دستور سیدعلی امسال
سال تولید بود و استقلال

طبق فرمان حضرت "آقا"
شصت و نه کارخانه شد برپا

توی هر کارخانه شد مشغول
یکصد و ده هزار تن معلول

فقر از مملکت فراری شد
کل ایران درختکاری شد

بسکه تولید ما زیاد شدش
کوچه هامون پر از مواد شدش

بسکه تولید ما فراوون شد
"دژمن" از ترس، درب و داغون شد

سیدعلی شاد از اینهمه تولید
پای منقل نشسته می رقصید

چین بیچاره گیج و حیران شد
اقتصادش دچار بحران شد

چینیا غرق حیرت و همه گیج
راهی دفتر رئیس بسیج

که الا ای بزرگ ریش ملنگ
شده عرصه به چین و روسیه تنگ

رحم کن ای عزیز دانشمند
محو شد از لبان چین لبخند

ما مریدان سید علی هستیم
دل به الطاف سیدعلی بستیم

دل فرمانده بسج شکست
پشت فرمان بنز کوپه نشست

رفت پرگاز خدمت "آقا"
گفت در چین شده بسی غوغا

بسکه تولید ما زیاد شده
چین گرفتار انجماد شده

سیدعل چون شنید این گفتار
کرد با او بگو مگو بسیار

گفت ای کله گنده ی ریشو
بگو از قول من به آن یارو

من که مسئول کل تولیدم
بهر تولید نقشه ها چیدم

لیک در بین راه این بازی!
بنده هستم یه خورده ناراضی

بنده از چین بسی صفا دیدم
در حمایت چه چیزها دیدم

خورده ام مرغ و ماهی چینی
شده ام صاحب جهان بینی

منقل من ذغالش از چین است
حاصل ارتباط چین این است

من خودم هر زمان که سازیدم
از پیازای چین پیازیدم

کم شده مرغ اگر در ایرانا
مرغ چینی بود فراوانا

میدهم من به زودی این فرمان
به تمام اهالی ایران

که دگر بسه مومنین تولید
موقع جنگ و دفع فتنه رسید

هرچه تولید شد در این شش ماه
بس بود از برای توشه راه

چونکه از بس که صادراتیدیم
تو بازار چین  بسی ریدیم

حال باید مقاومت بکنیم
وقت را صرف مملکت بکنیم

ملت پرتوان لخت و پتی
اقتصادش بشه مقاومتی

بعد از این ما بجای مرغ و پنیر
اشکنه می خوریم و نان فطیر

این شکم های گنده را باید
چین و روسیه چاره بنماید

نیست ما را هراس از تحریم
مرغ و موشک به ما ندید، قهریم!




Tuesday, July 24, 2012

بشار بای بای!ا

23 جولای 2012
دوره ی بشار خونریز پلید
همچو قذافی به پایانش رسید

قاتل بسیار مردم بوده این
دارد اینک میخورد با سر  زمین

گردنش مانند غاز است این رئیس
مغز خر می خورده او در انگلیس

"جوجه دیکتاتور" که می گویند اوست
گرچه مثل سیدعلی بی چشم و روست

عینهو باباش او هم جانی است
در جنایت مثل رفسنجانی است

مثل یک آخوند، او مارمولک است
عینهو محمود، اهل پشتک است

مردک دیکتاتور بی چشم و رو
نوچه ی آسیدعلی بوده ست او

نیست غافل از کلک بازی دمی
حقه باز است و دغل چون خاتمی

سالها هم خورده از ما نفت مفت
گردنش را کرده مثل خر کلفت

رهنمود سیدعلی در قتل عام
کرد آن بشار را یکباره خام

طبق دستور امامش خامنه
تیر بر قلب جوانان می زنه

احمق خر، خاک عالم بر سرش
یک جنایتکار گشته رهبرش

لاکن این دیکتاتور خط امام
دوره خونخواریش گشته تمام

خیزش ملت بود پایان کار
آخر راه است و هنگام فرار

از برای قاتل خانه به دوش
می فرستد خامنه سوراخ موش

گرچه بهر این خرِ گردن دراز
سیدعلی هم نیست دیگر چاره ساز

سیدعلی خود نیز غرق حیرت است
که چرا بشارِ او در زحمت است

او که در کشتن نکرده خود درنگ
پس چرا عرصه برایش گشته تنگ

سیدعلی را این نصیحت کافی است
آخر بشار اسد، قذافی است

دوره خونریزی بشار اسد
همچو قذافی به پایان می رسد




Saturday, July 14, 2012

خامنه ای تنگه را می بندد!ا

13 جولای 2012 
این تنگه هرمز که شده باعث خنده
گویی که ندارد خبر از مشکل بنده

وقت است که مسدود شود تنگه ملعون
اعدام شود هرکه که این تنگه رو کنده

فرمانده بالای سپا، فیل ولایت
در بستن این تنگه خودش هست بسنده

فرمانده دولت که خودش ناپولیون است
سردسته جنهای زمین گیر و پرنده

یک نابغه است این پسره، حب نباته
شیرینه بیانش و کلامش مث قنده

بر دور سرش هاله نوریست ولیکن
افسوک که گاهی پسرک خالی می بنده

گفتم که بره خاک بیاره خودش از چین
در تنگه بریزد مگر این تنگه بگنده

یا انکه ز روسیه بازم مین بشه وارد
سرتا سر اون تنگه بشه مین جهنده

یا آنکه در آن تنگه ی ملعون خطا کار
از راه هوا پخش بشه سم کشنده

مانور نظامی بگذاریم شب و روز
بر تنگه بتازن همه بی ترمز و دنده

القصه که من خسته ام از "دژمن" و تنگه!
تنها ره در رفتن از این معرکه جنگه

Tuesday, June 19, 2012

شعر تهرونی شریعتمداری برای "سال تولید ملی"!


25 خرداد 1391
شعر تهرونی! برای "سال تولید ملی"
خامنه ای در فرمانی که در پیام سال جدیدش بود امسال را "سال تولید ملی" نامید. منظورش سال شکوفایی و گسترش و پیشرفت تولید ملی بود. سال گذشته را او سال "شکوفایی اقتصاد" نامید و دستور شکوفا شدن اقتصاد را داد. دستورش توسط پیروانش اجرا شد و همانطور که انتظار میرفت به جای اقتصاد، اختلاس شکوفا شد. امسال هم از خبرهایی که تا حالا بیرون داده شده، و بخصوص این روزها دهان به دهان می گردد، بجای تولید، واردات شکوفا شده و دیگر جنسی؛ نه صنعتی و نه کشاورزی نیست که در داخل تولید شود. همه چیز حتی تکمه و میخ و کش شلوار و پرتقال و سیب و تخم مرغ و... از چین وارد میشود. در این زمینه حسین شریعتمداری نماینده خامنه ای در کیهان (ارگان سرکوب فرهنگی ولی فقیه) که خیلی به فرمان های رهبرش علاقه و اعتقاد نشان میدهد، تقدیرنامه ای به صورت یک شعر "تهرونی"! برای خامنه ای نوشته که با هم می خوانیم:
الا ای رهبر مستضعفونِ عالم و ایرون
که با فرمون تو تولید ملی شد بسی افزون

تو فرمون دادی و شد خودکفا کشور به فرمونت
به فتوای تو هم ارزون شده گوشت و پنیر و نون

به فرمون تو در چین سطح تولیدات رفت پائین
به فرمون تو شد تولید در قم تکمه و تنبون

تو فرمون دادی و در کمتر از یک هفته جون تو
هزارون کارخونه باز شد، دنیا شده حیرون

تو هر کارخونه ای هم شد هزارون کارگر شاغل
هزارون کارگر بیکار شد در چین از این فرمون

دوباره سنگ و پا و کشک و فرش و زیره شد تولید
به یک فرمون فراوون شد خیارو  کشک و بادمجون

تموم چینیا دلخور از این فرمون تاریخی
به سوی رهبر عظمای چین با گریه و نالون

که ای رهبر به داد ما برس تولید رفت از دس
بکن کاری که کلا اقتصاد چین شده داغون

خوشم اومد که روی چین و امریکا بازم کم شد
که تا یک سال دیگه کشور ایرون میشه ژاپون

حسابی خودکفا شد کشور ما "آورین" بر تو
زدی تو توی پوز "دژمن" مستکبر و نادون

خلاصه ش اینکه از آثار حکمت حال کردم من
بگم در باره حکمت هزارون قصه در کیهون


Saturday, June 2, 2012

هذیانهای احمدی نژادی - تقدیم به استاد فقید عالیوندی

شعر طنز تقدیم به استاد فقید، بهرام عالیوندی هنرمند عضو برجسته شورای ملی مقاومت. همرزم هنرمندی که تا پایان عمر پربار خودش همواره بر مبارزه برای سرنگونی رژیم آخوندی استوار ماند. یادش به خیر باد که همواره مرا در نوشتن شعر و مطلب طنز تشویق می کرد.
دهم خرداد 1391

 هذیانهای احمدی نژادی

دوش احمدی به رهبر خود گفت تا به کی
باشیم ما همیشه پی پول نفت و گاز

ما را خود احتیاج نباشد به این دو چیز
در بانک مرکزی بکنم چاپِ اسکناز!

آن جن نابکار که دادی به من شما
رفته مرخصی و هنوزم نگشته باز

از بهر حل مشکل بیکاری و فساد
آورده ام به خانه سه تا جن "پینه داز" (پینه دوز)

گفتی به من که بمب اتم چاره می کند
شنگولم ای فقیه از آن حرف دلنواز

با آن اورانیوم که غنی کرده ایم و چاق
یک بمب خوشگل و چاق و غنی بساز

بمبی که با حضور سرکش و روحانی نظام
ما را ز علم و دانش و جن کرده بی نیاز

من خود اسیر خال لب بمب و هسته ام
قربان موشکی که نگاهش بود سه فاز

گفتم که این بساط به ما لطمه می زند
گفتی که "آورین"! به تو میمون حقه باز

من شاد از این تعارف رهبر نشان تو
گویی که خورده ام شب جمعه بسی پیاز

تحریم اقتصادی از آن حرف مفت هاست
چین دست  التماس به ما می کند دراز

آماده گشته ایم برای مدیریت جهان
باشد که زیر و رو بکنیمش مث گراز

دنیا به علم و دانش ما غبطه می خورد
مائیم از اینهمه بسیجی جن گیر سرفراز

پنچر شده ست هاله نورم به سیخ دوست
من می کنم دعای سه قبضه سر نماز

هرگز فقیه من نشوم، داد از این ستم
یا رب تو چاره ای بکن این درد جانگداز


Wednesday, May 9, 2012

احمدی نژاد خون به دل خامنه ای می کند

بیستم اردیبهشت 1391

شعر طنز
دعواهای خامنه ای و احمدی نژاد دارد به جاهای باریک می کشد. شاخ و شانه کشیدن های احمدی نژاد، خامنه ای را حسابی کلافه و عصبانی کرده و یواش یواش دارد کاسه صبرش لبریز می شود. از اینکه با به خطر انداختن حکومت و با مایه گذاشتن از آبرویش، او را از صندوق رای در آورده پشیمان است. انتظارش را نداشت که این پاسدار بیسواد اینقدر پر رو و آب زیر کاه باشد. باید منتظر خونین شدن دعوا شد.

گفت با یاران مجلس خامنه               
مُردم از بس این پسر غر میزنه

صد دفه گفتم پسر جان غر نزن        
هان مگر اعصاب من از آهنه

گیر میده دائما، گیر سه پیچ            
می مکد خون مرا مثل کنه

من خودم گفتم که اسمش در بیاد  
 او به فکرِ بنده را دک کردنه

این سوادش از الاغم کمتره            
دکتر علم مزخرف گفتنه

روی منبر یا که پشت میز کار           
دائما مشغول خالی بستنه

تر زده بر اقتصاد مملکت                 
بعدشم گفته که تقصیر منه

نصف وقتش صرف تسخیر جنه        
واسه ی یک جن چقدر جون می کنه

من خودم استاد تسخیر جنم          
بیست و نه تا جن گرفتم یکتنه

میرود مجلس برای زر زدن              
عاشق لفظ "صحیح است احسن"ه!

دستیارانش دو لپی میخورند          
عینهو دزدان روی گردنه

بش میگم این اختلاسا کار کیست؟   
میگه ابعادش دقیقا روشنه

میگم ابعادو ولِش، کار کیه؟            
میگه سولوقون بزرگتر از کنه

بش میگم بمب اتم کی حاضره؟   
میگه جنسش "چینیه" هی میشکنه

روی من در وصف رویش کم شده
از بیان آن زبانم الکنه

آخرش هم من نفهمیدم که این
نوکر من، یا رفیق "دژمنه"!