Saturday, February 2, 2013

ادامه سالگرد انقلاب


دهم بهمن ماه 1391

سالگرد انقلاب
میشود هرسال وقتی سالگرد انقلاب
دیده گریان میشود از رنگ زرد انقلاب

آنکه در تبعید صدها وعده ی با حال داد
وقتی آمد در وطن، شد رنج و درد انقلاب

از همان اول کلاهی بر سر مردم گذاشت
چون نبود از اول آن نامرد، مرد انقلاب

بد کلاهی بر سر ما رفت، جدا که زِکی
سود برد آن حقه باز  از کارکرد انقلاب

گرم بود از انقلاب این کله ها مان، ناگهان
ریخت روی کله هامان آب سرد انقلاب

چونکه فرمانش به دست شیخِ بی تصدیق بود
خورد با سر بر زمین پس بالگرد انقلاب
*******
میشود هرسال وقتی سالگرد انقلاب
میشود این حال بدمصب پریشان و خراب

یاد آن ایام می افتم و آن شور وشعف
آرزوهایی که شد کلا همه نقش بر آب

قولهایی داد آن دجال و یک یک پس گرفت
در عوض خوردند یارانش دو لپی، بی حساب

مثل یک تکه مقوا روح و احساسی نداشت
آمد و ویرانه کرد و گشت مامور عذاب

داد مردم چون درآمد، تیغ و تیر آمد میان
تیرباران کرد مردم را و زد خود را بخواب

مُرد و بعد از مردنش شد نوبت ملا علی
این یکی هم روی "منقل" کرد ملت را کباب

وضع ملت بدتر از بدتر شد و شد افتضاح
رستمی باید که تا خواهد از این دیوان جواب
********

لیک ما را بوده این امید جاویدان به دل
سرنگونش می کنیم و می کنیمش زیر گل

اینچنین هرگز نبوده رسم و کار روزگار
کی جهان بوده برای عده ای جانی هتل

Friday, December 28, 2012

ادامه آرزوها برای سال 2013

حسین پویا
27/12/2012

آرزوها برای سال 2013

سال نو سال خلق ایران باد
سال نو سفره شان پر از نان باد

سال نو سال سرنگونی شیخ
خانه ی شیخِ دزد ویران باد

سال نو بشکفد در ایران گل
سال پایان این زمستان باد

سال نو سال رزم و جنگیدن
یارِ رزمنده، صدهزاران باد

سال نو سیدعلی به گورستان
توی سوراخ مور و ماران باد

سال نو سال نعره ی ملت
سیدعلی مثل بید لرزان باد

سال نو سال مرگ جلادان
هرچه شلاق، درب و داغان باد

سال نو سال بزم و آزادی
بسته درهای هرچه زندان باد

سال نو سال شادمانی و عشق
سال رندان و شاد خواران باد

سال نو کودک خیابان خواب
صاحب کیف و دفتر و نان باد

سال نو، نوجوان کلیه فروش
مشکلاتش تمامی آسان باد

سال نو احمدی نژادِ مشنگ
در ته جمکران هراسان باد

سال نو دربدر تر از محمود
عسگر اولادی مسلمان باد

سال نو جنتی، سوار الاغ
راهی کوچه و خیابان باد

بچه ها هم براش دس بزنند
او به روی الاغ رقصان باد

سال نو خاتمی، همان خرچنگ
در طویله کنار گاوان باد

سال نو هرسه لاریِ جانی
در بدر در جنوب لبنان باد

سال نو کوسه ی جنایتکار
توسری خور ترینِ شیخان باد

سال نو سال رفتن بشار
خلق سوریه شاد و خندان باد

سال نو سال انقلاب عراق
مردمش قهرشان خروشان باد

سال نو جای ما غریبان هم
توی ایران کنار یاران باد

Thursday, December 20, 2012

بشار در چاه


حسین پویا
29 آذرماه 1391


اسد در حال افتادن به چاهه
برای دیکتاتور پایان راهه

اگرچه اینهمه کشتار کرده
هنوز اصرار دارد بی گناهه

شده معروف او حالا به قصاب
براش سوریه یک کشتارگاهه

حمایت کرده از او سیدل آقا
نگهبان اسد حالا سپاهه

اگرچه سیدعلی جانی تر از اوست
ولی پرونده شون هردو سیاهه

نمی فهمد چرا گوساله بشار
بزودی سیدعلی هم در هواهه

بزودی روی او هم میشود کم
اگرچه روی سیدل سنگ پاهه

خمینی لاکن از این هردو بدتر
زمین خاوران بر این گواهه

به مردم او خیانت کرد، گرچه
به او گفتند عکسش توی ماهه

خمینی عاقبت مردید و گم شد
نمی داند کسی حالا کجاهه

ولی دیکتاتور سوریه گابه
نمی فهمه به زودی بی پناهه

وگرنه چاره ای می کرد و می رفت
به سوراخی، اگرچه مستراحه

اگر هم او نیفتد دست مردم
یه کم بعدش میره دادگاه لاهه

به پاسدار و بسیجی کرده دل خوش
بسیجی پیش مردم روسیاهه

به زودی الفرار ای پاسداران
زمان خنده های قاه قاهه

Saturday, December 1, 2012

خامنه ای رهبر جهان! (فقط کره زمین)ا


نهم آذرماه 1391 

صلاحی، رئیس سازمان بسیج با بیان اینکه "ما تنها ملتی هستیم که در دنیا حرف جدیدی برا گفتن داریم" مدعی شد که "مشکل امروز جهان نداشتن رهبری همچون رهبر انقلاب در ایران است".

رهبری داریم در دنیا تکه
عاشق مرغ و خوراک اردکه

ظهر جمعه میخورد قیمه پلو
پای منقل هم خوراکش پشمکه

در جوانی پیپ می دودیده است
از طرفدران سنگ فندکه

گفته هایش نغز و پرمعنا ولی
بر اساس حرف دشمن مضحکه

صاحب علم است و صدها اختراع
اختراع آخرش قارقارکه

در امور هسته ای زرد آلوه
در مدیریت ولی زالزالکه

در اصول فقه، تمساح الدماغ
در سیاست هم شگردش پاتکه

اینچنین شخصِ شخیصِ فشفشه
حقش اینه رهبر دنیا بشه

رهبری داریم اهل مشهده
در جوانی گوئیا نی میزده

رهبر مستضعفان عالمه
مملکت را کرده مستضعف کده

بسکه افکارش دموکراتیکیه
روضه میخواند در ایام سده

هرکه در مدحش سراید شعرکی
می زنند او را که بیخود قر نده

در عوض هرکس نماید انتقاد
یا بگوید سیدعلی کوتا قده

می کند تشویق و شادش می کند
می فرستندش اوین دانشکده

این چنین شخصِ شخیصِ فشفشه
حقش اینه رهبر دنیا بشه

رهبری داریم اهل دود و دم
چاق و چله گشته بسکه خورده غم

احمدی او را بسی آزرده است
او ولی گفته، نکن همچین، ببم

نیست اهل قدرت و دیکتاتوری
بوده اندر دست دشمنها قلم

او مقصر نیست در کشتار خلق
کار دشمن بوده این جور و ستم

نیست داناتر از او روی زمین
می خورد از بسکه او آب کلم
این چنین شخصِ شخیصِ فشفشه
حقشه که رهبر دنیا بشه


Tuesday, November 13, 2012

بشار کجاست!ا



بیستم آبان 1391


خمپاره های ارتش آزادی سوریه به حوالی کاخ بشار اسد رسیده است.

خوش باد آن زمان کین، بشار رفته باشد
آن قاتل پلید و خونخوار رفته باشد

دیشب صدای بشار از سوریه نیامد
گویا به نزد "عظما" ! آن مار رفته باشد

از سوریه برآید بانگ شعف و شادی
روزی که کله او بر دار رفته باشد

آن سیدعلی که هرشب میدیده خواب "دژمن"!
انگار تا دم صبح، بیدار رفته باشد

بشار دربدر را او می کند حمایت
بس پول ما که پای این کار رفته باشد

با پول نفت ایران بشار مانده بر جا
ای کاش او به زیر آوار رفته باشد

انگار جنتی که، نان میدهد به بشار
تا سوریه برای دیدار رفته باشد

از جنتی بپرسید اسرار عمر کوتاه
در بچگی گمانم در غار رفته باشد 

در عهد شاه عباس، مداح شاه بوده
گاهی که در حضور سردار رفته باشد

آن احمدی برای، یک مشورت گرفتن
از رهبران جن در ، انبار رفته باشد

آماده است او هم، بهر نجات بشار
هرچند هاله اش هم، بیمار رفته باشد

از سیدعلی بپرسید اسرار این خیانت
برچشم مردم ما، این خار رفته باشد

روزی رسد به زودی، کین جانیان بگریند
روزی به دست مردم، بشار رفته باشد


Tuesday, November 6, 2012

پاسخ احمدی نژاد به تهدیدات خامنه ای


14 آبان 1391
  
چو عظما بتوپید با قیل و داد
که ای احمقانِ خر بی سواد

به سان خمینی بزد یک نهیب
"خفه"! ای همه "دژمنِ" نانجیب

شما ها همه نوکران منید
چرا بر سر یکدگر می زنید

کلاهش ولی هیچ پشمی نداشت
مگر احمدی توی کاسه ش گذاشت

یکی نامه بنوشت از روی درد
و با پست جی – میل ارسال کرد

بدو داد پاسخ همان بز نژاد
که ای رهبرِ دودیِ بد نهاد

مرا نیست باکی ز نیرنگ تو
نمی ترسم از پورِ الدنگ تو

اگر حیله بندی برایم به کار
به موقع ببندم فلنگ و فرار

من آنم که راءیم بود بی شمار
ترا می زنم آخرش من کنار

اگر گاهگاهی تقلب شدِس
برای تو که واقعا خُب شدِس

من آنم که کردم بسی اختراه!
ز گاو آهن و قاشق و چرخِ چاه

من آنم که در صنعت و اقتصاد
بسی درس دادم به روسیه یاد

که از دانشم هرچه گویم کمه
اتم را شکستم توی قابلمه

من آنم که بر سر بود هاله ام
تصور نکن بنده بزغاله ام

بسی رنج بردم در این سالها
 نکردم ولی هاله ام را رها

ترا بر سر عمامه ی مشکی است
چرا گفته ای هاله ام کشکی است

من و اینهمه رنج و بحران و  چیز
تو هم اینهمه بهر من قر نریز

نزن بر سرم بحث تحریم را
نگیرم به دل هرگز این بیم را

شنیدم که گفتی که من احمقم
به زودی همه میرود رونقم

شنیدم که گفتی که من خائنم
که دارم به تو من کلک می زنم

شنیدم که تهدید هم کرده ای
شکر هم که گویا بسی خورده ای

همه گفته های تو بر باطل است
اگرچه کمی درکشان مشکل است

هرآنکس که این گفته ها را شنید
یکی آه سرد از شکم بر کشید

منم احمدی، گاو میدان جنگ
کنم عرصه را باز من بر تو تنگ

مرا لشگری از جن آماده شد
مسلح به خودکار و ماش و نخود

به زودی تو را می زنم بر زمین
خودم میشوم جای تو شاه دین







Thursday, November 1, 2012

در گوش کن آنرا !ا

 
اول نوامبر2012
به دنبال انعکاس سگ دعواهای مقامات نظام آخوندی در نشریات، خامنه ای در یک سخنرانی گفت که مقامات (به اصطلاح روسای سه قوه) اگر اختلافاتشان را علنی کنند "خیانت به کشور" است. وی همچنین گفت که رژیم در پیکار با ایالات متحده پیروز شده است و مقامات نباید "چیزهای جزئی" را مطرح کنند.
خواهی ببری گر تو ثواب دو جهان را 
                    آن سود کلان را
بشنو پسر از خامنه ای این سخنان را  
                در گوش کن آنرا
 
فرمود به تندی به مقامات، فوتینا!  
                       ای نور دو عینا
"دژمن" به کمین است و گشاده ست کمان را 
       در گوش کن آنرا
 
هرکس "بِشلوغد" و بگوید که گرانی ست  
         خود اهل تبانی ست
در چشم چپش می کنم این قطره چکان را  
         در گوش کن آنرا
 
هرکس که بگوید دگری دزد و خراب است
             دنبال کباب است
خائن بود و کرده پریشان همگان را  
                   در گوش کن آنرا
 
هرکس دگری را بکند مایه ی خنده 
                    بی ترمز و دنده
بر کله ی او می زنم این گرز گران را 
                   در گوش کن آنرا
 
صد بار بگفتم که ز هم گاز نگیرید   
                    ای کاش بمیرید
گفتم که نکن بچه دگر کارِ سگان را 
                   در گوش کن آنرا
 
آن "دژمن" نادان که بود ساکن یو اس
                   با آن همه فس فس
تحریم نموده ست به ما گندم و نان را 
                  در گوش کن آنرا
 
احمق بود و بی خبر از دانش حوزه      
                از گریه و روضه
از سفره ی "جن" نان بدهم پیر و جوان را 
             در گوش کن آنرا
 
آن "دژمن" نادان که بدادیم شکستش
                 پنهان شده دستش
جایی که نداده به من آن نام و نشان را 
              در گوش کن آنرا 
 
طوفان که به یو اس زد و کوبید به شرقش 
             رفته همه برقش
از جانب ما بود، ببین دست "جِنان" را    
                 در گوش کن آنرا
 
من زهر نمیخوام بخورم، خب مگه زوره 
                  در تنگ بلوره
مجبور نکن جمع کنم بنده دکان را  
                 بس کن تو فغان را