Saturday, January 11, 2014

"جک استرا" در تهران!


11 ژانویه 2014

رفته ایران باز هم جک استرا
توی کیفش برده با خود "بسته"! را

بسته بر گردن کراوات بنفش
هم به پا نعلین دارد جای کفش

بسته ی تشویقی این بار او
باز خواهد کرد باب گفتگو

گفتگویی از تمدن های ناب
پول نفت و لندن و جوجه کباب

گفتگویی از تمدن های دور
وحدت عمامه و موهای بور

گفتگویی از تمدن های ژرف
حاصلش از بهر مردم حرف و حرف

چونکه این جک استرای نابکار
از همان اول به ملا شد سوار

گرچه این نامردِ رندِ حقه باز
بی وضو می خوانَد او اغلب نماز

روضه هم میخوانَد و اهل دعاست
حجت الاسلامِ بی ریش و عباست

گوئیا این آخریها " استرا"
می رود با پای چپ در "مُسترا"

دائما ناکس تظاهر می کند
مثل یک آخوند خُرخُر می کند

هم دعا میخواند و پُف می کند
در نشستن هم تعارف می کند

گرچه اینبار او پی گاز آمده
لیک مثل قبل با ناز آمده

سید خندان ولی اینبار نیست
لاکن آقا سیدعلی بیکار نیست

قصد دارد از بزرگانش کند
ختنه اش کرده مسلمانش کند

بعد از آن او را غنی سازی کند
واسه ی خدمت به دین راضی کند

تا شود میخ نظام اندر فرنگ
"دژمن" آقا از او آید به تنگ

بهر "آقا" باز هم "لابی"! کند
 قرمز تحریم را آبی کند

باید این روباه را افشا کنیم
مشت او را پیش ملت وا کنیم

Thursday, November 14, 2013

شعر طنز "ظریف و مذاکرات هسته ای" ، کامل


بیست و سوم آبان 92

ظریف و مذاکرات هسته ای!

آن وزیر خارجه اندر سویس
می نمودی دائم از "آقا" حدیث

در خیال خویش آن خنگ کچل
کرده بودی خارجی ها را مچل

وعده ها میداد و می خندید او
سیدعلی هم طالب این گفتگو

سیدعلی او را نصیحت کرده بود
دشمنش را نیز لعنت کرده بود

گفته بود او را که چون رفتی "ژنف"!
نزد آن اشتون مکن ما را کنف

هست آن زن خاله ی جک استرا
خود ارادت دارد او گاهی به ما

چند بار او را به رستوران ببر
از برایش آبِ شنگولی بخر

مست کن او را و دستش را بگیر
تا شود در دام چشمانت اسیر

بعد از آن او می شود مامور ما
می شود روشن دلش از نور ما

فکر صیغه کردن او را نکن
شوهرش را دشمن ماها نکن

پس بکن درویش آن چشمان خویش
سر به زیر انداز چون آید به پیش

بعد از آن ای خوشگل مو فرفری
نامه ای بفرست بهر جان کری

تا بیاید نزدتان او در سویس
دست ایشان را بجای من بلیس

ای ظریفِ خوشگل و ناز و ملوس
یک اس ام اس هم بده به فابیوس

آن وزیر خارجه اهل پاریس
تا بیاید او ز راه انگلیس

هم به آن جک استرا ای میل کن
هرچه می ریزد به تندی میل کن

پس مواظب باش مثل احمدی
توی این ای میل ها سوتی ندی

مادر جک استرا خویش تو نیست
اسم او را خط بزن از توی لیست

نیست کار تو بجز وعده و عید
وعده باید داد و هم مدت خرید

هرچه می گویند اول ناز کن
بعد لای پوشه ها را باز کن

مدتی مشغول کن تو خویش را
اخم کن، آنگه بخاران  ریش را

پس به دقت گوش کن گفتارشان
مدتی تعریف کن از کارشان

بعد برخیز و برو بیت الخلا
ساعتی بنشین و برگرد و بیا

پس بزن لبخند و بنشین پشت میز
یک کمی سودا برای خود بریز

سینه ات را صاف کن با سرفه ای
فکر کن در شهر موشان گربه ای

بعد با لبخند با ایشان بگو
هست "آقا" راضی از این گفتگو

لیک بهر بیشتر قانع شدن
مهلت شش ماهه ای باید بدن

پس بگیر آن مهلت و برگرد زود
هست این مهلت مرا خوشتر ز "دود"!

Tuesday, October 1, 2013

متن حرفهای تلفنی انگلیسی روحانی با اوباما


نهم مهرماه 1392

ضبط شده توسط محافظ روحانی بطور جاسوسانه. در صورت مشکل داشتن برای فهمیدن مکالمه که به زبان انگلیسی بوده به دیکشنری مراجعه شود.
الو مستر اوباما، روزتون گود
دیس ایز، مای نِیمِ من ، مستر حسن بود

صد و ده دفعه "یور نامبر" گرفتم
حالا تاول زده انگشت سِفتم

"دیس ایز"، مشغول بود از بس شماره ت
نداری "سِرکِتِر" توی اداره ت

بِلَک برد ایز بَلَک، آی ام فریدون
صفای بچه های چاله میدون

اوباما جان نپرس از من "هو آر یو"؟
به دمبم بسته آقا دسته جارو

اگر من کرده بود از "یو" شکایت
حلال کن، "اس کوئیز می" در نهایت

اوباما، "مِی" خلاصه بمب "نو گود"
نگو فتوای آقا کشککی بود

شعار "مرگ" را "فورگت" نمودی
از اول هم شما "شیطان" نبودی

غنی سازی "اوکی"، حتما توقف
به جان مادرم "ایزنات" تعارف

شما هم در عوض تحریم شل کرد
به جای دشمنی "وان" قل، دو قل کرد

اگر تحریم شل، "آقا" صفا کرد
برای "چیلدرن" هایت دعا کرد

خلاصه "مای فرند" اوضاع "نو گود"
همه ش تقصیر اون محمود گُه بود

الهی خاک عالم بر "هِد" او
بابا قوری بگیره خنگ پر رو

شده قمصور زرت ما به شدت
اوباما جان نکن ما را اذیت

حسین آقا تو با ما قوم و خویشی
برایم سخت باشد " انگلیشی"

اوباما جان به قربان مرامت
به قربان کمک های حرامت

 تمام حرف من این یک کلام است
کمک کن ورنه کار ما تمام است




Thursday, September 19, 2013

نرمش قهرمانانه به دستور خامنه ای


19 سپتامبر 2013

قهرمانانه نرمشی بنما
باز از ابلیس خواهشی بنما

مفت خوردیم و چاق و چله شدی
حال برخیز و ورزشی بنما

تو بگو جفتک و فشار گذشت
هم به لبخند چرخشی بنما

از حماسه یه خورده خسته شدم
فکر تختی و بالشی بنما

بهر هم مسلکان لبنانی
فکر شلوار و گالشی بنما

شیخ حسن، میروی به امریکا
مثل محمود شورشی بنما

با اوباما اگر شدی تنها
زیرمیزانه مالشی بنما

به جهانخوار نامه ای تو بده
پای او را نوازشی بنما

در نیایورک و سازمان ملل
خودتو چس کن و غشی بنما

تا نگوید کسی که تو چوبی
گاهگاهی تو خش خشی بنما

در غنی سازی و امور اتم
گاهی اظهار دانشی بنما

خسته از پرسه در دمشق و حلب
در نیایورک گردشی بنما


Friday, August 23, 2013

پاسخ اوباما به روحانی


پنجشنبه 31 تیر 92

ای فریدون خان روحانی شده
شعرهایت بند تنبانی شده

گودِ تو مورنینگ و مورنینگِ تو گود
نامه ات ما را بسی حیران نمود

سالها بودی تو در پستو نهان
سیدعلی اینک تو را کرده عیان

من گمان دارم ترا ای خنده رو
سیدعلی آورده بهر گفتگو

تو همان بودی که در بحث اتم
روضه میخواندی توی فردوی قم

چون تو بودی پیرو خط امام
کرده ام "فالو" تو را بنده مدام

من خودم یک شیعه زاده بوده ام
از طرفداران حزب توده ام

من برای حفظ تنبان خودم
مدتی هستش که لامذهب شدم

تو برای وقت کشتن آمدی
"جست فور" خر کردن من آمدی

چون هنوز آماده نَبوَد بمبتان
لاجرم می جنبد اکنون دمبتان

لاکن ای کله کدوی گچ سرا
فکر کردی می کنی "دانکی" مرا؟

دلخورم از رهبر مستضعفین
بارها "مای فیس" را زد بر زمین

کرد او یک بچه پر رو را رئیس
کله پوکِ بیسوادِی مثل "دیس"!

هشت سال آن بچه پر روی ببو
خاک می پاشید در چشم "عمو"

در همان ایام "آقای" شما
شکوه می فرمود از تحریم ها

رفت آن انچوچک و تو آمدی
حرفهای "اینترستینگی" زدی

گرچه بی بی سی بود اسپانسرت
"فاین" باشد گفته ها و زر زرت

لاکن ای شیخ الرئیس گنده "هِد"
هست بی بی سی برای بنده "دِد"

طالبی گر "اِند" تحریمات را
صرف "دیسکاشِن" نکن اوقات را

آخرین "ادوایز" ما را گوش کن
گوش خود را باز و این را توش کن

من خودم بر ماندن تو راضی ام
گرچه ناراضی ز هسته بازیم

هسته را ول کن عمو، نان را بچسب
قدس را "فورگت" کن، ایران را بچسب

بیش از این با من مکن اما و "ایف"
دست بردارید از بمب کثیف

چاره تان دیگر نباشد التماس
یک غلط کردم بگوئید و خلاص


Tuesday, August 13, 2013

ادامه - پیام خصوصی روحانی به اوباما



22 مرداد 1392

پیام خصوصی روحانی به اوباما

سلام و روز خوش، مستر اوباما
یه خورده بهتر از این باش با ما

چرا ما را نمی گیری تو تحویل
که از سرمای تو بستیم قندیل

اوباما جان مکن از من تو دوری
بیا تا روشنت سازم حضوری

من آن شیخم که نامم بی فریدون
ولی روحانیش کردند رندون

وگرنه تا بخوای جسمانی ام من
بگوید با تو بی بی سی کیم من

من آن برنامه ها را دوست دارم
اوباما من شما را دوست دارم

مکن از نام من بر من ملامت
گواه من بود این قد و قامت

مرا بی بی سی اسپانسر نموده
برای شغل خود حاضر نموده

مرا بسیار می کرده حمایت
رئیس جمهور شدم من در نهایت

مرا جک استرا تعلیم داده
سیاست را به ما تعلیم داده

و حالا من کمک میخواهم از تو
کمی لاستیک و جک میخواهم از تو

رژیم ما شده پنچر برادر
نمانده چاره ی دیگر برادر

اگر می خوای که ما باقی بمانیم
بزن سازی که ما با هم بخوانیم

برای ماندن ما گفتمان کن
کلینتون را به یاد آور، چنان کن

مرا چون خاتمی از خود بدان تو
مرا هم سید خندان بخوان تو

مکن با دشمنان ما مدارا
بکن در لیست آنها را، خدا را

ببر درلیست آنها را دوباره
به یک نیش قلم، یا یک اشاره

کمی هم باز بمبارانشان کن
دوتا موشک بزن آرامشان کن

اگر هم دیگران گفتند زشته
بگو کار خدا و سرنوشته

از این تحریم ها هم دست بردار
و ما را هم به حال خویش بگذار

کمی هم از دلارای دل آرام
عنایت کن برای حفظ "اسلام"

الهی خیر از این دنیا ببینی
به روی فرش ایرانی بشینی

یه لقمه نفت و گاز ساده داریم
کمی هم زعفران آماده داریم

بیا بنشین کنار سفره ما
بخور با ما توهم زین خوان یغما

اگر ملت دچار قحط نانه
براشون خوبه و یک امتحانه

ولی ما کارمان حفظ نظامه
و هر کار دگر برما حرامه

خلاصه اینکه مقصد ماندن ماس
کلید ماندن ما هم اوباماس


Monday, August 5, 2013

سیدعلی و کوسه و روحانی


14 مرداد 1392
سیدعلی و کوسه و روحانی

سیدعلی مواظب باش           کوسه داده مهمانی
شادمان و شنگول است         زان سبب که میدانی

در سرش بسی نقشه           دارد و نمی گوید
می کشد برای تو                 نقشه های پنهانی

کوسه با تو دشمن نیست      بیخودی مزن سیخش
بچه کوسه را کردی              بی سبب تو زندانی

هان نرفته از یادت               کوسه کرد پر بادت
یکشبه تو را رهبر                کرده او به آسانی

شیخ حسن اگر آمد             کوسه رهنمایش بود
می زند به زیرش "جک"        "استرای" لاندانی

پس تو هم بزن یک جک       با سعید کهریزک
تا بفهمد آن کوسه              معنی چراغانی

تو خودت چو روباهی            هم فقیه و هم شاهی
می زنی به بیراهه              هرکجا که می مانی

توی دست خود داری           رهبران جن ها را
با حمایت جن ها                  حکم خویش می رانی

حقه بازی محمود                ظاهرا که روشن بود
می کند تو را حیران             حقه های روحانی

وعده میدهد بسیار             آب و برق و نان و کار
شیخ حسن شده بلبل        می کند غزل خوانی

گرچه بوده او روزی             در امور امنیت
ناگهان شده اهل              گفتمان انسانی

می شود به زودی فاش     حقه ها و نیرنگاش
وعده های او باشد            شعر بند تنبانی

رو بدی به این یارو             می کند تو را جارو
بهتر از تو میداند               شیوه مسلمانی

از همین دم حجله            سیدعلی مهارش کن
در کنار او بنشان               قاسم سلیمانی

نقدیو وزیرش کن              مجتبا رو شیرش کن
تا که کم شود روی           کوسه ی فسنجانی

شیخ حسن کلک بازه        سیدعلی درازش کن
تا بگه غلط کردم                مُردم از پشیمانی