Tuesday, July 24, 2012

بشار بای بای!ا

23 جولای 2012
دوره ی بشار خونریز پلید
همچو قذافی به پایانش رسید

قاتل بسیار مردم بوده این
دارد اینک میخورد با سر  زمین

گردنش مانند غاز است این رئیس
مغز خر می خورده او در انگلیس

"جوجه دیکتاتور" که می گویند اوست
گرچه مثل سیدعلی بی چشم و روست

عینهو باباش او هم جانی است
در جنایت مثل رفسنجانی است

مثل یک آخوند، او مارمولک است
عینهو محمود، اهل پشتک است

مردک دیکتاتور بی چشم و رو
نوچه ی آسیدعلی بوده ست او

نیست غافل از کلک بازی دمی
حقه باز است و دغل چون خاتمی

سالها هم خورده از ما نفت مفت
گردنش را کرده مثل خر کلفت

رهنمود سیدعلی در قتل عام
کرد آن بشار را یکباره خام

طبق دستور امامش خامنه
تیر بر قلب جوانان می زنه

احمق خر، خاک عالم بر سرش
یک جنایتکار گشته رهبرش

لاکن این دیکتاتور خط امام
دوره خونخواریش گشته تمام

خیزش ملت بود پایان کار
آخر راه است و هنگام فرار

از برای قاتل خانه به دوش
می فرستد خامنه سوراخ موش

گرچه بهر این خرِ گردن دراز
سیدعلی هم نیست دیگر چاره ساز

سیدعلی خود نیز غرق حیرت است
که چرا بشارِ او در زحمت است

او که در کشتن نکرده خود درنگ
پس چرا عرصه برایش گشته تنگ

سیدعلی را این نصیحت کافی است
آخر بشار اسد، قذافی است

دوره خونریزی بشار اسد
همچو قذافی به پایان می رسد




Saturday, July 14, 2012

خامنه ای تنگه را می بندد!ا

13 جولای 2012 
این تنگه هرمز که شده باعث خنده
گویی که ندارد خبر از مشکل بنده

وقت است که مسدود شود تنگه ملعون
اعدام شود هرکه که این تنگه رو کنده

فرمانده بالای سپا، فیل ولایت
در بستن این تنگه خودش هست بسنده

فرمانده دولت که خودش ناپولیون است
سردسته جنهای زمین گیر و پرنده

یک نابغه است این پسره، حب نباته
شیرینه بیانش و کلامش مث قنده

بر دور سرش هاله نوریست ولیکن
افسوک که گاهی پسرک خالی می بنده

گفتم که بره خاک بیاره خودش از چین
در تنگه بریزد مگر این تنگه بگنده

یا انکه ز روسیه بازم مین بشه وارد
سرتا سر اون تنگه بشه مین جهنده

یا آنکه در آن تنگه ی ملعون خطا کار
از راه هوا پخش بشه سم کشنده

مانور نظامی بگذاریم شب و روز
بر تنگه بتازن همه بی ترمز و دنده

القصه که من خسته ام از "دژمن" و تنگه!
تنها ره در رفتن از این معرکه جنگه

Tuesday, June 19, 2012

شعر تهرونی شریعتمداری برای "سال تولید ملی"!


25 خرداد 1391
شعر تهرونی! برای "سال تولید ملی"
خامنه ای در فرمانی که در پیام سال جدیدش بود امسال را "سال تولید ملی" نامید. منظورش سال شکوفایی و گسترش و پیشرفت تولید ملی بود. سال گذشته را او سال "شکوفایی اقتصاد" نامید و دستور شکوفا شدن اقتصاد را داد. دستورش توسط پیروانش اجرا شد و همانطور که انتظار میرفت به جای اقتصاد، اختلاس شکوفا شد. امسال هم از خبرهایی که تا حالا بیرون داده شده، و بخصوص این روزها دهان به دهان می گردد، بجای تولید، واردات شکوفا شده و دیگر جنسی؛ نه صنعتی و نه کشاورزی نیست که در داخل تولید شود. همه چیز حتی تکمه و میخ و کش شلوار و پرتقال و سیب و تخم مرغ و... از چین وارد میشود. در این زمینه حسین شریعتمداری نماینده خامنه ای در کیهان (ارگان سرکوب فرهنگی ولی فقیه) که خیلی به فرمان های رهبرش علاقه و اعتقاد نشان میدهد، تقدیرنامه ای به صورت یک شعر "تهرونی"! برای خامنه ای نوشته که با هم می خوانیم:
الا ای رهبر مستضعفونِ عالم و ایرون
که با فرمون تو تولید ملی شد بسی افزون

تو فرمون دادی و شد خودکفا کشور به فرمونت
به فتوای تو هم ارزون شده گوشت و پنیر و نون

به فرمون تو در چین سطح تولیدات رفت پائین
به فرمون تو شد تولید در قم تکمه و تنبون

تو فرمون دادی و در کمتر از یک هفته جون تو
هزارون کارخونه باز شد، دنیا شده حیرون

تو هر کارخونه ای هم شد هزارون کارگر شاغل
هزارون کارگر بیکار شد در چین از این فرمون

دوباره سنگ و پا و کشک و فرش و زیره شد تولید
به یک فرمون فراوون شد خیارو  کشک و بادمجون

تموم چینیا دلخور از این فرمون تاریخی
به سوی رهبر عظمای چین با گریه و نالون

که ای رهبر به داد ما برس تولید رفت از دس
بکن کاری که کلا اقتصاد چین شده داغون

خوشم اومد که روی چین و امریکا بازم کم شد
که تا یک سال دیگه کشور ایرون میشه ژاپون

حسابی خودکفا شد کشور ما "آورین" بر تو
زدی تو توی پوز "دژمن" مستکبر و نادون

خلاصه ش اینکه از آثار حکمت حال کردم من
بگم در باره حکمت هزارون قصه در کیهون


Saturday, June 2, 2012

هذیانهای احمدی نژادی - تقدیم به استاد فقید عالیوندی

شعر طنز تقدیم به استاد فقید، بهرام عالیوندی هنرمند عضو برجسته شورای ملی مقاومت. همرزم هنرمندی که تا پایان عمر پربار خودش همواره بر مبارزه برای سرنگونی رژیم آخوندی استوار ماند. یادش به خیر باد که همواره مرا در نوشتن شعر و مطلب طنز تشویق می کرد.
دهم خرداد 1391

 هذیانهای احمدی نژادی

دوش احمدی به رهبر خود گفت تا به کی
باشیم ما همیشه پی پول نفت و گاز

ما را خود احتیاج نباشد به این دو چیز
در بانک مرکزی بکنم چاپِ اسکناز!

آن جن نابکار که دادی به من شما
رفته مرخصی و هنوزم نگشته باز

از بهر حل مشکل بیکاری و فساد
آورده ام به خانه سه تا جن "پینه داز" (پینه دوز)

گفتی به من که بمب اتم چاره می کند
شنگولم ای فقیه از آن حرف دلنواز

با آن اورانیوم که غنی کرده ایم و چاق
یک بمب خوشگل و چاق و غنی بساز

بمبی که با حضور سرکش و روحانی نظام
ما را ز علم و دانش و جن کرده بی نیاز

من خود اسیر خال لب بمب و هسته ام
قربان موشکی که نگاهش بود سه فاز

گفتم که این بساط به ما لطمه می زند
گفتی که "آورین"! به تو میمون حقه باز

من شاد از این تعارف رهبر نشان تو
گویی که خورده ام شب جمعه بسی پیاز

تحریم اقتصادی از آن حرف مفت هاست
چین دست  التماس به ما می کند دراز

آماده گشته ایم برای مدیریت جهان
باشد که زیر و رو بکنیمش مث گراز

دنیا به علم و دانش ما غبطه می خورد
مائیم از اینهمه بسیجی جن گیر سرفراز

پنچر شده ست هاله نورم به سیخ دوست
من می کنم دعای سه قبضه سر نماز

هرگز فقیه من نشوم، داد از این ستم
یا رب تو چاره ای بکن این درد جانگداز


Wednesday, May 9, 2012

احمدی نژاد خون به دل خامنه ای می کند

بیستم اردیبهشت 1391

شعر طنز
دعواهای خامنه ای و احمدی نژاد دارد به جاهای باریک می کشد. شاخ و شانه کشیدن های احمدی نژاد، خامنه ای را حسابی کلافه و عصبانی کرده و یواش یواش دارد کاسه صبرش لبریز می شود. از اینکه با به خطر انداختن حکومت و با مایه گذاشتن از آبرویش، او را از صندوق رای در آورده پشیمان است. انتظارش را نداشت که این پاسدار بیسواد اینقدر پر رو و آب زیر کاه باشد. باید منتظر خونین شدن دعوا شد.

گفت با یاران مجلس خامنه               
مُردم از بس این پسر غر میزنه

صد دفه گفتم پسر جان غر نزن        
هان مگر اعصاب من از آهنه

گیر میده دائما، گیر سه پیچ            
می مکد خون مرا مثل کنه

من خودم گفتم که اسمش در بیاد  
 او به فکرِ بنده را دک کردنه

این سوادش از الاغم کمتره            
دکتر علم مزخرف گفتنه

روی منبر یا که پشت میز کار           
دائما مشغول خالی بستنه

تر زده بر اقتصاد مملکت                 
بعدشم گفته که تقصیر منه

نصف وقتش صرف تسخیر جنه        
واسه ی یک جن چقدر جون می کنه

من خودم استاد تسخیر جنم          
بیست و نه تا جن گرفتم یکتنه

میرود مجلس برای زر زدن              
عاشق لفظ "صحیح است احسن"ه!

دستیارانش دو لپی میخورند          
عینهو دزدان روی گردنه

بش میگم این اختلاسا کار کیست؟   
میگه ابعادش دقیقا روشنه

میگم ابعادو ولِش، کار کیه؟            
میگه سولوقون بزرگتر از کنه

بش میگم بمب اتم کی حاضره؟   
میگه جنسش "چینیه" هی میشکنه

روی من در وصف رویش کم شده
از بیان آن زبانم الکنه

آخرش هم من نفهمیدم که این
نوکر من، یا رفیق "دژمنه"!


Tuesday, April 24, 2012

بمب اتم و فتوای خامنه ای

22 آوریل 2012
مرام بنده و شخص امامه
که بمب هسته ای کلا حرامه

سلاح هسته ای در شرع انور
حرامه، چون برای قتل عامه

سلاح هسته ای مثل شکنجه
ویا دزدی، حرام و بی دوامه

نمی سازیم بمب هسته ای ما
اگرچه باعث حفظ نظامه

به دنیا می کنم اعلام بنده
که این حرفا تماما اتهامه

برای ما غرض تولید برقه
ولی "دژمن" به فکر انتقامه

وگرنه ما کجا و بمب و موشک
تماما شایعات شا غلامه

اگر هم در خفا بمبی بسازیم
به واقع حاصل علم کلامه

که از حوزه بجز دانش نخیزد
انیشتن هم از آیات عظامه

و ما حیران بمب و اختلاسیم
که بی این هردو وضع ما درامه

جهان باید خیالش تخت باشد
غنی سازی به عنوان پیامه

غنی سازی نود در صد که باشه
میگن اسباب کسب احترامه

اگر چه ما غنی هستیم و قانع
غنی سازی برای کسبِ نامه

غنی سازی اصولا مستحبه
مسلمان غنی عیشش مدامه

غنی سازی نه تنها در نطنزه
که توی حوزه ها هم ازدحامه

و "دژمن"!  لازمه این را بداند
که این ختم تمام گفته هامه

همی از جنتی آموختم من
(که آموزش خودش نوعی قیامه)

به هر قیمت که شد باید بمانیم
که ماندن بهر ما جان کلامه






Saturday, April 14, 2012

ما و بی بی سی و بقیه چیزها.....ا

24 فروردین 1391
بی بی سی فارسی با اشاره به گفته یک مقام امنیتی سابق که میخواهد ناشناس بماند، از قول یک مقام  امنیتی ناشناس به نقل از یک خبر نگار تقریبا ناشناس گفته است که به گفته یک گروهبان ناشناس سابق نیروی هوایی آمریکا، مجاهدین در امریکا آموزش کارهای تروریستی دیده اند و از آمریکا پول گرفته اند. خبرگزاری فارس هم ضمن قدر دانی از آن خبرنگار و آن گروهبان گمنام، این ادعا را تایید کرده و اضافه کرده است که مجاهدین به ژنرالهای چهار ستاره آمریکایی و وزرای سابق آمریکا و دبیرکل سازمان ملل پول داده اند.
ما و بی بی سی و بقیه چیزها...!
خبر آمد زیک یار قدیمی
که بی بی سی شده با ما صمیمی
در آن برنامه ی تفسیر هفته
یه خورده مجریش بی راهه رفته

گرفته پاچه ما را دوباره
اگر چه بوده قبلا پاره پاره

سپس اعلام کرده شخص ایشان
که برخی گفته هایش بوده چاخان

و از ما عذرخواهی کرده بوده
خودش این را گواهی کرده بوده

قضیه این چنین بوده که آنشب
همان مجری که بوده خنده بر لب

نموده نقل قول از یک فلانی
از آن گمنام های بی نشانی

که ما مزدور آمریکا و بوشیم
کمی هم نوکر روس چموشیم

زمانی پا در اسرائیل داریم
گهی در چین به دنبال دلاریم

اگر چه صهیونیست ناب هستیم
کمی هم نوکر اعراب هستیم

خلاصه آن مقام چاق گمنام
فکنده طشت من را از سر بام

همه اسرار ما را فاش کرده
و بی بی سی کنون پیداش کرده

از آنجایی که مجری بوده باهوش
به آن حرفا به دقت داده او گوش

سپس آن مجری از روی غریزه
یهو فهمیده  آن یارو مریضه

و یا شاید که مامور است یارو
مث موشی به دنبش بسته جارو

و شاید با بزرگان قوم و خویشه
وگرنه کوسه که ریشو نمیشه

نمیشه صهیونیست ناب باشی
گهی هم نوکر اعراب باشی

اگر چه ظاهرا گردن کلفته
تمام ادعاهاش حرف مفته

سپس رفته به نزد کارگردان
به او گفته که اوضا خیطه قربان

طرف یک حرفهایی زد مزخرف
که از این گفته ها عاقل کند کف

کنون باید کنی تو ماست مالی
چرا ای کارگردان بی خیالی؟

بگفته کارگردان با تمسخر
که ای مجری نکن اینقدر غرغر

برو با چهره ای بشاش و خندان
کمی بنما طرفداری از ایشان

و دلجویی بکن زانها به خنده
بزن ماشین شوخی توی دنده

بگو یک ناشناس از شهر تگزاس
به ما پیغام داده از چپ و راس

که آن آقای گمنام خیالی
کمی تا قسمتی هم بسته خالی

و برخی حرفهایش بی اساسه
اگرچه بعضیاشم گاه راسه

بزن ضربه به نعل و میخ باهم
نگیری موضع قاطع  تو جانم

خلاصه مجری از روی خجالت
نموده یک کم از ما استمالت

خیال کرده ست آن یار قدیمی
که بی بی سی شده با ما صمیمی